معلم چنان که از نامش پیداست بیش از هر چیز باید خود عالم باشد و به خصال عالمان مزین و بر آن چه تدریس و تعلیم می‏کند خبره باشد. نیز آن چه را می‏آموزد، خود باید عمل کند تا گفته او مؤثر افتد.
امام صادق(ع) فرمودند:
ان العالم اذا لم یعمل بعلمه زلت موعظته عن القلوب کما یزل المطر عن الصفا؛ (۲۸۲)
چون عالم به علم خویش عمل نکند موعظه او از دل‏ها می‏لغزد چنان که باران از سنگ سخت و صاف.
او باید شرایط متعلمین را در نظر گیرد و هر کس را مطابق ظرفیت و استعدادش علم آموزد. روایت شده است که عیسی فرمود:
لا تحدثوا الجهال بالحکمة فتظلموها، و لا تمنعوها اهلها فتظلموهم؛ (۲۸۳)
حکمت را به جاهلان مگویید که به آن ظلم می‏کنید و از اهلش باز ندارید که به آنان ستم می‏کنید.
و اگر کسی را شایسته یافت از آموختن به او کوتاهی نورزد.
امام صادق(ع) فرمود:
ان اللَّه لم یأخذ علی الجهال عهداً بطلب العلم حتی اخذ علی العلماء عهدا ببذل العلم للجهال لان العلم کان قبل الجهل؛ (۲۸۴)
خداوند از جاهلان به علم آموزی پیمان مگرفت تا آن که نخست از عالمان پیمان گرفت که جاهلان را دانش آموزند زیرا علم پیش از جهل بود.
و نیز فرمود:
زکاة العلم ان تعلمه عباداللَّه؛ (۲۸۵)
زکات علم آن است که به بندگان خدا بیاموزی.
معلم خواهان یادگیری و به کارگیری علم از سوی دانش‏جویان خود است و از توفیق خود در این امر خشنود می‏شود. پس علاوه بر آن که به سبب رابطه ایمانی با طالبان علم، باید با آنان مهربانی کند، برای دریافت نتیجه بهتر نیز باید به آنان مهربانی باشد.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
لینوا لمن تعلمون و لمن تتعلمون منه؛ (۲۸۶)
در برابر کسی که به او دانش می‏آموزید و یا از او دانش فرا می‏گیرید نرمی کنید.
معلم برای توفیق در کار، باید روش‏های خود را فقط به اراده الهی مؤثر بداند؛ چرا که هیچ وسیله‏ای نتیجه مطلوب نمی‏دهد مگر اراده خدا به آن تعلق گیرد. پس برای توفیق خود دعا کند و به خداوند توسل جوید و از گمراهی خود و طالبانش به خداوند پناه برد.
یکی از تعهدات اخلاقی معلم این است که از گفتن آن چه می‏داند به کسی که شایسته است دریغ نورزد و از گفتن آن چه نمی‏داند بپرهیزد.
امام صادق (ع) فرمودند:
ان اللَّه خص عباده بآیتین من کتابه: ان لا یقولوا حتی یعلموا و لا یردوا ما لم یعلموا، قال اللَّه عزوجل: «الم یؤخذ علیهم میثاق الکتاب ان لا یقولوا علی اللَّه الا الحق »و قال: «بل کذبوا بما لم یحیطوا بعلمه و لما یأتهم تأویله (۲۸۷)»
خداوند بندگانش را به دو آیه کتابش سرزنش کرد که نگویند تا آن که بدانند و انکار نکنند آن چه را نمی‏شناسند. خداوند عزوجل فرمود: ایا از آنان پیمان کتاب آسمانی گرفته نشده که جز به حق نسبت به خدا سخن نگویند و فرمود: بلکه چیزی را دروغ شمردند که به علم آن احاطه نداشتند و هنوز تأویل آن برایشان نیامده است.
همچنین معلمی که به دید الهی به کار خود می‏نگرد، از پذیرش خطای خود و ابلاغ آن به دانشجویان نمی‏هراسد و عزت را از آن خدا و به دست خدا می‏داند.
در پایان عباراتی از رسالة الحقوق امام سجاد(ع) درباره وظیفه اخلاقی معلم می‏آوریم:
و اما حق رعیتک بالعلم فان تعلم ان اللَّه عزوجل انما جعلک قیماً لهم فیما آتاک من العلم و فتح لک من خزائنه، فان احسنت فی تعلیم الناس و لم تخرق بهم و لم تضجر علیهم زادک الله من فضله و ان انت منعت الناس علمت او خرقت بهم عند طلبهم العلم منک کان حقا علی اللَّه عزو جل ان سلبک العلم و بهائه و یسقط من القلوب محلک؛ (۲۸۸)
و اما حق پیروان تو در علم و دانشجویانت آن است که بدانی خداوند عزوجل به وسیله علمی که عطایت فرموده و خزائن آن را بر تو گشوده تو را سرپرست آنان نهاده است. پس اگر در آموختن به مردم به نیکی عمل کنی و آنان را سرگشته نسازی و میازاری، خداوند فضلش را بر تو افزون خواهد کرد و اگر علمت را از مردم باز داری یا چون از تو علم طلب کنند حیرانش سازی بر خداوند است که علم و درخشش آن را از تو گیرد و تو را از دل‏های مردم بیاندازد.