در مجموع، كارشناسان آموزش مهارت‌هاي زندگي، اين مهارت‌ها را مهارت‌هايي كه براي افزايش توانايي رواني اجتماعي افراد آموزش داده مي‌شود و فرد را قادر مي‌كند به طور موثر با مقتضيات و كشمكش‌هاي زندگي روبه‌رو شود، توصيف مي‌كنند و هدف نهايي در آموزش مهارت‌هاي زندگي را پيشگيري از شكل‌گيري رفتارهاي آسيب‌رسان به بهداشت روان جامعه مي‌خوانند.

آموزش مهارت‌هاي زندگيدر بيشتر كشورهاي جهان مورد استفاده قرارگرفته و به گفته بسياري از كارشناسان بين‌المللي، بيشترين اثربخشي و كارآمدي را در پيشگيري از آسيب‌هاي اجتماعي از جمله سوءمصرف مواد مخدر و اعتياد داشته است.

در عين حال، اين كارشناسان خاطرنشان مي‌كنند كه شرايط مختلفي در كاهش آستانه مقاومت و كنترل افراد در برابر آسيب‌هاي رواني و اجتماعي موثر است كه در چنين شرايطي، افزايش قدرت سازگاري و بالا بردن ظرفيت‌هاي مقابله‌اي فردي و اجتماعي از طريق آموزش مهارت‌هاي زندگي مي‌تواند در پيشگيري از ابتلا به اين آسيب‌ها موثر واقع شود.

اذعان كارشناسان به اهميت ارائه آموزش مهارت‌هاي ده‌گانه زندگي به گروه‌هاي هدف بويژه دانش‌آموزان و آغاز آموزش رسمي و جدي اين مهارت‌ها از حدودنيم قرن پيش در بخش عمده‌اي از كشورهاي توسعه يافته و در حال توسعه دنيا در حالي است كه متاسفانه به دلايلي كه عمدتا آن را غافل ماندن آموزش و پرورش از اهميت ارائه جدي اين آموزش‌ها در قالب نظام تعليم و تربيت كشور مي‌دانند آموزش مهارت‌هاي زندگي در كشور ما رونق چنداني نداشته است. چنانچه اين آموزش‌ها به جاي ارائه جدي در قالب دروس اجباري در برنامه‌ريزي‌هاي هفتگي دانش‌آموزان، به ارائه چند واحد اختياري محدود درسي در برخي دانشگاه‌ها براي دانشجويان شده است.

كارشناسان، علت عمده‌ گرايش نوجوانان و جوانان به آسيب‌هاي فردي، شخصيتي و اجتماعي را فقدان تسلط كامل آنها بر مهارت‌هاي زندگي مي‌دانند و همواره نسبت به لزوم ارائه مدون، هدفدار و نظام‌مند اين آموزش‌ها به جامعه مخاطب دانش‌آموزي تاكيد مي‌كنند.

مصداق اين سخن از گفته‌هاي پرويز خرمي، پژوهشگر حوزه اعتياد و بررسي‌كننده تاثير آموزش مهارت‌هاي زندگي در پيشگيري از سوءمصرف مواد در دانش‌آموزان و دانشجويان برمي‌آيد كه مي‌گويد: تكليف آموزش مهارت‌هاي زندگي هنوز در كشور چندان روشن نيست.

وي با بيان اين كه متاسفانه هنوز چنين تفكري وجود دارد كه آموزش مهارت‌هاي زندگي نبايد اجباري، بلكه كارگاهي‌ باشد، اذعان مي‌كند: بي‌تكليفي در آموزش مهارت‌هاي زندگي بويژه در آموزش و پرورش قابل توجه است و اقدام تحقيقاتي گسترده‌اي در اين زمينه بايد در كشور انجام شود.

اين پژوهشگر با تاكيد بر اين كه آموزش مهارت‌هاي زندگي در حقيقت به نوعي پيشگيرنده از آسيب‌هاي رواني و اجتماعي به طور غيرمحسوس است، مي‌گويد: علت پايين بودن بسيار قابل توجه آمار اختلالات رواني در كشوري مانند ژاپن اين است كه آنها آموزش مهارت‌هاي زندگي را از مهدهاي كودك‌ مورد توجه قرار داده‌اند، در حالي كه اين آموزش‌ها در كشور ما از دوران دانشگاه و آن هم با عنوان تنظيم خانواده در دستور قرار مي‌گيرد.

آموزش مهارت‌ها

خرمي در مجموع بر ضرورت ارائه آموزش مهارت‌هاي زندگي از سوي نهادهايي چون بهزيستي، سازمان ملي جوانان، آموزش و پرورش و شهرداري‌ها تاكيد مي‌كند. تاكيد اين كارشناس كه به نوعي بيان بسياري از كارشناسان ديگر در زمينه وضعيت آموزش مهارت‌هاي زندگي در كشور است، همچون بسياري تاكيدات ديگر، لزوم توجه به ارائه اين آموزش‌ها از سوي آموزش و پرورش در مدارس را مورد تمركز و توجه قرار مي‌دهد.

در اين ميان، آموزش و پرورش نيز اگرچه لزوم آموزش مهارت‌هاي زندگي را في‌نفسه تاييد مي‌كند، اما در اساس اعتقادي ديگر دارد، به گونه‌اي كه مسوولان معاونت پرورشي و تربيت‌بدني آموزش و پرورش، نياز به ارائه آموزش مهارت‌هاي زندگي به دانش‌آموزان را با اعتقاد به اين كه مهارت‌هاي زندگي در اهداف 14گانه تربيتي آموزش و پرورش كشور خلاصه شده است، تلويحا رد مي‌كنند.

دكتر بهرام يگانه، رئيس انجمن مبارزه با آسيب‌هاي رفتاري معتقد است، آموزش و پرورش همچنان از لزوم آموزش اين مهارت‌ها به دانش‌آموزان و به تبع آن، پرداخت عميق به پيشگيري از‌ آسيب‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان بويژه اعتياد غافل مانده است.

وي از عملكرد آموزش و پرورش در حوزه آموزش مهارت‌هاي زندگي به دانش‌آموزان انتقاد كرده، تاكيد مي‌كند كه اين وزارتخانه به عنوان متولي اصلي آموزش مهارت‌هاي زندگي به دانش‌آموزان كه اصلي‌ترين گروه نيازمند اقدامات پيشگيرانه از آسيب‌ها و ناهنجاري‌هاي اجتماعي، اقدامي جدي در اين زمينه انجام نداده است. اين كارشناس آسيب‌هاي رفتاري با بيان دلايل انتقاد خود از عملكرد آموزش و پرورش در حوزه آموزش مهارت‌هاي زندگي مي‌گويد: از ابتداي مطرح شدن اين طرح مقرر بود آموزش مهارت‌هاي زندگي در دوره‌هاي تحصيلي بويژه راهنمايي اجباري باشد، اما متاسفانه آموزش اين مهارت‌ها در مقاطع تحصيلي مورد نظر اختياري شده و بسته به نظر مديران مدارس اجرا مي‌شود.

او همچنين ضمن انتقاد از نبود آموزش منسجم مهارت‌هاي زندگي در مدارس عنوان مي‌كند كه در كنار ضعف آموزش مهارت‌هاي زندگي در آموزش و پرورش، نوع مهارت‌هايي كه به دانش‌آموزان تعليم داده مي‌شود نيز قابل تامل است و توضيح مي‌دهد: مهارت‌هايي كه آموزش آنها به دانش‌آموزان در دستوركار قرار گرفته، مهارت‌هاي سازگارانه مانند حل مساله است، در حالي كه پيشگيري از وقوع آسيب‌ها بايد مورد توجه قرار گيرد؛ براي مثال بهتر است كاري كنيم كه اصلا اضطراب در دانش‌آموز ايجاد نشود يا حداقل اضطراب در وي به وجود نيايد تا از اين طريق، ناهنجاري‌هاي بعدي ناشي از اين معضل، آسان‌تر قابل رفع باشد يا اصلا ايجاد نشود.

وي در حالي كه معتقد است فقدان پرداخت به آموزش رسمي مهارت‌هاي زندگي در آموزش و پرورش، يكي از عوامل آسيب‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان محسوب مي‌شود، يادآور مي‌شود: آموزش و پرورش بايد تحرك خود را در اين زمينه بيشتر كند، زيرا خميرمايه دانش‌آموزان در 12 سال زندگي در آموزش و پرورش نيازمند شكل‌گيري درست است.

علي‌اصغر يزداني، معاون پرورشي و تربيت‌‌بدني آموزش و پرورش كه وظيفه اصلي گنجاندن آموزش مدون مهارت‌هاي زندگي در برنامه درسي دانش‌آموزان را عهده‌دار است، به اين انتقادها اين چنين پاسخ مي‌دهد: همه مهارت‌هاي زندگي در اهداف آموزش و پرورش خلاصه شده‌اند، بنابراين آموزش اين مهارت‌ها در كل نظام آموزش و پرورش نهفته است.

مديركل امور فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر، همچنين آموزش مهارت‌هاي زندگي را عاملي بسيار موثر در پيشگيري از اعتياد مي‌داند و با تاكيد بر اين كه بدون آموزش اين مهارت‌ها بسياري از برنامه‌هاي پيشگيري از اعتياد عقيم مي‌ماند، خاطرنشان مي‌كند: آموزش مهارت‌هاي زندگي از سطوح اوليه و پايه‌هاي ابتدايي موثرتر است و ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز مي‌كوشد به عنوان بازويي ستادي، جمعيت تحت پوشش اين آموزش‌ها را افزايش دهد.

وي با اذعان به اين كه علي‌رغم اثربخشي مطلوب و مشهود، شمار دانش‌آموزاني كه تحت اين آموزش‌ها قرار دارند بسيار كم است، تاكيد مي‌كند: با تبديل مهارت‌هاي زندگي به يك واحد درسي اجباري مي‌توان مباني اجراي طرح را تقويت كرد.

فقدان پرداخت به آموزش رسمي مهارت‌هاي زندگي در آموزش و پرورش يكي از عوامل آسيب‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان محسوب مي‌شود

نارنجي‌ها در عين حال به عنوان خبري خوش، از اتخاذ تصميم نسبت به ارائه طرح مهارت‌هاي زندگي به مجلس هشتم و تبديل آن به يكي از دروس اجباري دانش‌آموزان در سراسر كشور با همكاري آموزش و پرورش خبر مي‌دهد.

وي البته معتقد است كه عنوان طرح مهارت‌هاي زندگي بايد به طرح مقتدرسازي يا توان افزايي كودكان و نوجوانان تغيير پيدا كند و در ادامه مي‌گويد: طرح مذكور به عنوان پيشگيرنده اصلي اعتياد در كشور، ‌بشدت نيازمند حمايت است.

نارنجي‌ها همچنين با بيان اين كه ستاد مبارزه با مواد مخدر با توجه به توان اجرايي و ارتباطي خود مي‌تواند كانال مناسبي براي تامين نيازهاي اجرايي موفق طرح مهارت‌هاي زندگي باشد، نسبت به طرح تحت پوشش قرار داشتن تنها 100 مدرسه از 7 هزار و 12 مدرسه شهر تهران در طرح مهارت‌هاي زندگي انتقاد و تصريح مي‌كند: اگر مانع بزرگ اجراي اين طرح مشكل اعتباري باشد، ستاد مبارزه با مواد مخدر برطرف خواهد كرد.

مهارت‌ها در قالب يك واحد درسي

در اين ميان اگرچه نگاه معاونت پرورشي و تربيت‌بدني آموزش و پرورش به موضوع آموزش مهارت‌هاي زندگي، نظر كارشناسان درخصوص اهميت ارائه مدون و هدفمند اين برنامه به دانش‌آموزان را اقناع نمي‌كند، اما جاي اميدواري است كه معاون پژوهشي وزير آموزش و پرورش و رئيس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي كشور كه عهده‌دار تدوين كتب و محتواي درسي مورد نياز دانش‌آموزان است، نسبت به موضوع نظر مثبت‌تري اظهار مي‌كند و بر اساس آن، از ارائه مهارت‌هاي زندگي در قالب يك ماده درسي و به عنوان يك درس جديد همزمان با برنامه درسي ملي خبر مي‌دهد.

حجت‌الاسلام والمسلمين دكتر بهرام محمديان، در عين حال تصريح مي‌كند كه‌ مهارت‌هاي زندگي هم اكنون به عنوان رويكرد جدي در كتب درسي كشور پيگيري مي‌شود. مهدي نويد ادهم نيز به عنوان دبيركل شوراي عالي آموزش و پرورش از تشكيل كميته مهارت‌هاي زندگي در آموزش و پرورش پس از چندين سال انتظار خبر مي‌دهد و خاطرنشان مي‌كند كه با تشكيل اين كميته، آموزش 10 مهارت اصلي زندگي ازجمله مهارت شهروندي و مهارت تفكر خلاق در كتب و برنامه‌ريزي‌هاي درسي گنجانده مي‌شود. البته به گفته بسياري، آموزش جدي مهارت‌هاي زندگي بايد خيلي پيش از اين و فراتر از تشكيل كميته يا تدوين ماده درسي در دستور كار آموزش و پرورش قرار مي‌گرفت و به صورت برنامه مدون هفتگي دنبال مي‌شد.

بر اين اساس، مديركل امور فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر با اعتقاد به اين كه كودك 10ساله مهارت‌هاي زندگي در ايران دچار تاخير و عقب‌ماندگي رشدي است، اذعان مي‌كند: آموزش مهارت‌هاي زندگي در دنيا از دهه 70 ميلادي يعني حدود 30 سال پيشتر از ايران آغاز شده است. دكتر هومان نارنجي‌ها تصريح مي‌كند: روند سريع اعتياد، منتظر روند بروكراسي اداري نمي‌شود، بنابراين نهادهاي ذيربط اعم از آموزش و پرورش و ستاد مبارزه با مواد مخدر بايد با تقويت ارتباط دوسويه در زمينه‌هاي مختلف ازجمله ارتقاي مهارت‌هاي زندگي دانش‌آموزان، اين روند را كنترل كنند.

وي آموزش و پرورش را قوي‌ترين بازوي اجرايي طرح آموزش مهارت‌هاي زندگي مي‌خواند و با تاكيد بر اين كه از آموزش و پرورش انتظار بيشتري در اين زمينه مي‌رود، عنوان مي‌كند: با توجه به جايگاه مطلوب آموزش مهارت‌هاي زندگي در دنيا، اجراي جدي اين برنامه در ايران نيز بايد مورد توجه قرار گيرد.

راهكار چيست؟

مديركل امور فرهنگي و پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر اعتقاد دارد: دانش‌آموزان با بروشور و سخنراني صرف در برابر اعتياد واكسينه نمي‌شوند، چرا كه توزيع حتي ميليون‌ها بروشور پيشگيري از اعتياد در مدارس بدون آموزش مهارت‌هاي زندگي، غني‌سازي اوقات فراغت و مهارت افزايي والدين كارساز نيست.

بر اساس اين گزارش، آموزش و پرورش تاكنون آمار دقيقي از دانش‌آموزان تحت پوشش آموزش‌هاي نيمه‌رسمي مهارت‌هاي زندگي در برخي استان‌ها ارائه نكرده است. اگرچه بر اساس برخي گزارش‌ها، طرح آموزش رسمي و مدون و هفتگي مهارت‌هاي زندگي هم اكنون تنها در 100 مدرسه از 6 منطقه شهر تهران و 100 مدرسه از شهرستان‌هاي استان تهران به اجرا در مي‌آيد؛ در حالي كه آموزش و پرورش چنين آمارهايي را نمي‌پذيرد و تاكيد مي‌كند آموزش مهارت‌هاي زندگي نه‌تنها در محتواي كتب درسي، بلكه در برنامه‌ريزي‌هاي هفتگي دانش‌آموزان در قالب‌هايي چون گفتگو با مشاور يا سخن معلم گنجانده شده است.

آموزش مهارت‌ها از ابتدايي

در عين حال به اذعان برخي مسوولان اين وزارتخانه، اين آموزش‌ها تاكنون تنها در شهرهاي بزرگ ازجمله تهران و تنها در برخي مدارس و مقاطع تحصيلي اعم از متوسطه پياده شده است، درحالي كه به اعتقاد كارشناسان، آموزش مهارت‌هاي زندگي بايد از پايه‌هاي ابتدايي و به طور منسجم مورد توجه قرار گيرد. در ضمن آموزش مهارت‌هاي زندگي در مدارس از حدود 2 سال پيش در قالب چاپ جزوات ويژه مهارت‌هاي زندگي و انتشار مجموعه كتب اين مهارت‌ها با رويكرد آموزش مهارت‌هاي نوين زندگي كردن بر اساس روان‌شناسي مدرن مطرح شده بود كه اين موضوع نيز با چالش‌هاي زيادي ازجمله كمبود اعتبار براي چاپ جزوات مواجه شد.

البته پيش از اين، ستاد مبارزه با مواد مخدر از تهيه و آماده چاپ بودن مجموعه كتاب «مهارت‌هاي زندگي» با رويكرد كاهش آسيب‌هاي اجتماعي دانش‌آموزان در هر 3 مقطع تحصيلي با هماهنگي ستاد و وزارت آموزش‌ و پرورش خبر داده و مقرر بود بر اين اساس، آموزش و پرورش هزينه چاپ اين مجموعه را بپردازد تا انتشار آنها براي سال تحصيلي 87 محقق شود، اما متاسفانه اين مساله به طور كامل محقق نشد.

به گفته دكتر جهاني، جانشين پيشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر براي انتشار اين كتاب‌ها در هر 3 مقطع تحصيلي حدود 5 ميليارد تومان اعتبار لازم است كه مسوول پرداخت اين اعتبار آموزش و پرورش است.

مهندس طه طاهري ، جانشين دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز بر اين كه دستگاه‌ها بايد در مورد آموزش مهارت‌هاي زندگي ديدگاه‌هاي متفاوت و طرح‌هاي مختلف خود را يكسان كنند تا هر دستگاهي نظر مستقل خود را در اين زمينه ارائه نكند، تاكيد و اعلام مي‌كند: ابتداي امسال مقرر شد يك طرح تحقيقاتي روي موضوع يكسان‌سازي اجراي طرح مهارت‌هاي زندگي در كشور انجام شود كه ستاد مبارزه با مواد مخدر اين موضوع را دنبال مي‌كند. در پايان به نظر مي‌رسد با توجه به پذيرفته بودن لزوم و ضرورت ارائه آموزش منسجم مهارت‌هاي زندگي از سوي همه كارشناسان و دستگاه‌هاي اجرايي و ذيربط كشور و نيز اهميت ارائه اين آموزش‌ها از پايه‌هاي اوليه تحصيلي در مدارس، همت بيش از پيش دستگاه متولي تعليم و تربيت رسمي و عمومي كشور يعني آموزش و پرورش مي‌تواند گام بسيار موثري در كاهش آسيب‌هاي رفتاري جامعه باشد و البته در اين امر، ياري‌رساني دستگاه‌هاي ديگر به اين وزارتخانه قطعا در سرعت‌بخشي به اين كار بي‌تاثير نخواهد بود.