همکاري خانه و مدرسه در امور رفتاري دانش آموزان
ترس از مدرسه يکي از رفتارهاي کودک در دوره دبستان، مخصوصا در پايه اول ابتدايي است. علل مختلفي ممکن است اين رفتار را به وجود آورند. گاهي ممکن است دورشدن از خانواده، به ويژه مادر باعث ترس شود، چون در دوره ابتدايي، رابطه عاطفي کودک با خانواده بسيار قوي است و او مايل نيست از پدر و مادر جدا شود. ترس از مدرسه و غيبت از مدرسه، هم معنا نيستند. ترس از مدرسه با نوعي دل زدگي و تنفر از مدرسه همراه است، ولي غيبت از مدرسه همراه با چنين حالت عاطفي نيست، بلکه به علل مختلف ممکن است کودک در طول سال تحصيلي چند دفعه در کلاس درس خود حضور پيدا نکند و اين امر باعث عقب ماندگي تحصيلي او شود. گاهي ممکن است بيماري کودک موجب غيبت شود. هرچند بيمار شدن دليل موجهي براي غيبت است، ولي بعضي از مادران به دليل يک سرما خوردگي يا سرفه و يا خس خس کردن خفيف، مانع از رفتن فرزندشان به مدرسه مي شوند، در حاليکه او را همراه با خود به بيرون مي برند! در چنين خانواده هايي گاهي با يک سردرد جزئي، از رفتن کودک به مدرسه ممانعت مي شود و گاهي نيز تشويق مي گردد که وي علائم يک بيماري را بزرگ تر از آنچه هست، نشان دهد. علت ديگر غيبت از مدرسه، ممکن است کار کردن باشد. بعضي خانواده ها از اين بابت شکايت دارند که چرا فرزندشان در منزل، به پرسش ها به خوبي پاسخ مي دهد، ولي در مدرسه نمره کمي از معلم مي گيرد. به عبارت ديگر کودک توانايي هايي دارد و درس را نيز به خوبي خوانده است، ولي در اثر عواملي قادر به ابراز توانايي هاي خود نيست. گاهي شلوغي کلاس و زياد بودن عده دانش آموزان مانع از اين مي شود که معلم بتواند با آنها ارتباط کلامي و عاطفي برقرار کند و با شنيدن پاسخ هاي يک دانش آموز و ارائه توصيه هاي لازم، از توانايي هاي او آگاهي پيدا کند و در نتيجه درباره وي به نحو مطلوب داوري نمايد. گاهي هم شلوغي مانع نيست، بلکه معلم روابط انساني مناسبي با کودک برقرار نمي کند و در نتيجه فضاي مناسب براي ابراز وجود و ارائه پاسخ هاي لازم براي دانش آموز به وجود نمي آيد. به عبارت ديگر در اثر فقدان روابط عاطفي سالم، توانايي کودک پنهان مي ماند و ممکن است او را به عنوان شاگرد تنبل معرفي کند. ممکن است تحقير دانش آموز توسط همکلاسي ها موجب اختلال عاطفي در او شود و نتواند در يادگيري مطالب موفقيت به دست آورد و يا آموخته هاي خود را به خوبي عرضه کند. گاهي دانش آموزاني که با لهجه متفاوت از دانش آموزان ديگر صحبت مي کنند و يا لباس ويژه اي مي پوشند، در ميان دانش آموزان ديگر احساس غربت مي کنند و از جهت عاطفي امنيت خود را از دست مي دهند. هرجا که نيازهاي عاطفي کودک تامين گردد، براي مطالعه و يادگيري ترغيب مي شود و هرجا اختلالات عاطفي پيدا شود، علاقه به درس دارد.