ترس و رعب از مدرسه در يك دوره دراز مدت در انسان شكل مي‌گيرد و اين ناهنجاري عمدتا ناشي از تجربيات گذشته فرد از موضوع است.

هنگامي كه والدين در طول دوران شكل‌گيري شخصيت كودكان، از تجربه‌هاي ناخوشايند خود در مدرسه سخن مي‌گويند به طور طبيعي كودك آن را به حافظه خود مي‌سپارد و در روز نخست بازگشايي مدرسه آن را به شكل‌هاي مختلف بروز مي‌دهد.

برخي از والدين در نزد كودكان خود از توبيخ و تنبيه خود در مدرسه سخن مي‌گويند غافل از اينكه اين كلمات تاثيرات بسيار منفي روي فرزندان آنان برجاي گذاشته و وحشت ازمدرسه و كانون علم و دانش را در آن پديدار مي‌سازد.

كودك قبل از ورود به مدرسه، تنها با اعضاي خانواده و بستگان خود ارتباط عاطفي دارد و چنانچه اين ارتباط عاطفي از حد اعتدال خارج شود، هدايت كودك به سمت مدرسه بسيار دشوار خواهد بود و كودك با بيان انواع بهانه‌ها از رفتن به مدرسه شانه خالي مي‌كند.

اين بهانه‌ها ممكن است با اظهار كلماتي مثل دل درد، سردرد و .. بروز پيدا كند كه چنانچه خانواده‌ها با اين بهانه از نرفتن كودك خود به مدرسه متقاعد شوند، آشتي كودك با محيط مدرسه بسيار دشوار خواهد بود.

ترس كودك از مدرسه معمولا ناشي از مسايل عاطفي و يادگيري است و والدين براي جلوگيري از بروز اين ناهنجار بايد وابستگي خود به كودك را كاهش داده و از سخنان و رفتارهايي كه به نحوي در كودكان ايجاد ترس مي‌كند، پرهيز كنند.

قبل از ورود كودك به دبستان، حضور كودك به همراه خانواده در بين جمع و اجتماع مي‌تواند از انزوا و گوشه‌گيري كودك جلوگيري كند ضمن اينكه گذارندن دوره پيش دبستاني در كاهش ترس كودك از مدرسه بسيار مثمرثمر است.

ترس از مدرسه در اغلب دانش آموزان بويژه در دانش آموزان پايه اول دبستان وجود دارد و براي جلوگيري از بروز اين عارضه، بيان خاطرات مثبت و شاد از دوران تحصيل به دانش آموزان هيچگاه نبايد فراموش شود.